خرید بک لینک

هر میزان که آدم توی روز بیکار تر باشه به همون اندازه اش هم بی حوصله تر میشه . اصلا رابطه مستقیمی هست بین بی کاری آدمها و ول گشتن توی اینستاگرام دیدن هزار باره پست هایی که هزاران بار هم قبلا دیده ایم . اگر به اینجای پست رسیدین باید بگم که من تصمیم گرفتم از داشتن یک وبلاگی مثل مجله دانستنی ها و همش تحلیل و نقد و فکر نوشته و این صحبت ها روی برگردونم و اینجا رو کنم یک کلبه ساده که توش همه چیز میشه یافت. گاهی خاطرات جالب و گاهی افکار. عرضم این نیست که تموم شده ولی خب دوست دارم روزانه هامم بنویسم و صرفا وقتی که این وبلاگ باز میشه یک جو صمیمی بوجود بیاد نه که خواننده گمان ببره یک روزنامه باز کرده جلوی خودش و یک آدم مغز متفکری هم نشسته و هی داره مغزشو میشوره و میسابه . دم عید هم بود که تصمیم گرفتم چه خوب چه بد نوع نگارش رو عوض کنم . آخ یادم رفت.منظورم این بود که اگر به اونجای پست رسیدین انتظار نداشته باشین که این پست هم مثل قبلیا روزنامه یا مطلب مهم یا پست ارزشمندی چیزی باشه.چیزی گیرتون نمیاد و الان شدیدا خسته و بی حوصله هستم پس خوندن این متن اصلا به دردتون نمی خوره . خیلی پر حرفی هم کردم تا اینجاش ولی چه کنیم. خلاصه کلام که اینجا هم یه جای کاملا عادی شد برای نوشتن روزانه های من و نوع و سبک زندگی من و افکار من . یک من ناشناس . یک کسی که نیازی نیست اون رو بشناسید. فقط می تونید با پست هاش ارتباط برقرار کنید . ترجیح میدهم این وقت شب جای نوشتن و سر درد آوردن شما بگیرم بخوابم . از امروز آدم جدید و وبلاگ جدید .


برچسب: نویسنده: پارسا عباسیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 14:16

صفحه بندی