
مرد خانه از در وارد می شود و زن خانه خرید ها را که به صورت پاگت در دست مرد بود را میگیرد و بعد از کمی قربون صدقه رفتن ها مرد رخت عوض می کند . حیاط حسابی جارو خورده و آب زده شده است بوی نم مطبوعی که با نسیم شبانه با بوی گل های گوشه حیاط ترکیب می شد فضای عجیبی را ایجاد می کرد .دوست داشتنی بود .بعد مرد می رود لب حوض و وضویی می گیرد و زن سجاده را پهن کرده و میرود شام را حاضر کند . مرد به سوی نماز رفته و مدتی به راز و نیاز می پردازد . سجاده ای که بوی عطر خاصی داشت و تشریفاتی .جا نمازی که هفت دور در طواف کعبه چرخیده و سپس به کربلا رفته و در حرم حضرت امام حسین متبرک گشته .پس از پایان نماز و راز و نیاز دست به سوی آسمان می کند و انسان های فقیر و مریض و محجاج دعا را دعا می کند و برای مردگان نیز طلب آمرزش می کند . سپس بساط نماز را جمع می کند که همسر با سینی بزرگی وارد می شود. بوی کبابی که هر انسانی را مست می کند .چهار سیخ کباب اعلا با سنگک تازه به انضمام پیاز و سبزی های تر و تازه و یک کاسه بزرگ ماست محلی با مخلفات داخلش و سایر خوراکی های خوردنی ... پس از مدتی بساط شام برچیده شده و صدای قرآنی در فضا می پیچد ... امروز قرار است دوستان دورهمی با میرزا داشته باشن .. بعد بساط چای دارچین و هل و نبات و خرما و سایر مخلفات و آجیل و خربزه مشهد که از جنس اعلای خربزه باشد آماده .. به آرامشی در حیاط با یک حوض با ان بوی مطبوع ... صدای نوای تار و تنبک دوستان و مست شدن از اشعار حضرت مولانا و حافظ ...
کجایند امروز ....
چه دادیم ... چه نصیبمان شد ....
برچسب:
نویسنده: پارسا عباسیان