روز دوشنبه بود که بنده اطلاعی از اینکه پیاده روی گروهی داریم نداشتم . خلاصه کلام بچه ها آنجا بودند و من هم از برنامه اطلاعی نداشتم . به همراه معلم رفتیم ورسیدیم به یک جنگل خیلی سر سبز . محل های پیاده روی همه علامت گذاری شده بودند . دو کلیلومتر ، پنح کیلومتر ، ده و پانزده کیلومتر که مسافت مسیر پیاده روی را مشخص می کرد . برای مثال درخت هایی که پلاک آبی داشتند یعنی در حال رفتن مسیر2 کیلومتری هستید و آنهایی که زرد بودند پنج و غیره . و همه راه ها مشترکا یک خروجی داشتند . پس از پیاده روی بسیار زیاد و لذت از جنگل به یک اسطبل اسب رسیدیم و از اسب ها یک تصویر هم گرفتم . سپس بعد از جنگل در رستوران قهوه ای نوشیدیم و کمی گپ زدیم با دوستان . آن هم گپ انگلیسی ممنوع. به نوعی کافه زبان بود و خیلی راضی کننده بود .
حیلی دوست داشتم از تصاویری که خیلی زیبا شدند در وبلاگ قرار بدهم ولی متاسفانه بنا بر دلایلی از این امر منصرف شده ام و تا اطلاع ثانویه فعلا قصد قرار دادن این تصاویر را ندارم . مساله اعتماد به نفس من خیلی مشکل ساز شده . به شخصه دوست داشتم گزارش کاملی را به صورت ویدیو برای وبلاگ تهیه کنم که متاسفانه به علت نبود اعتماد به نفس این امر میسر نشد . از آنجا که دوست داشتم دسترسی به پست های قبل داشته باشید جایی رو ایجاد کردم و در ساید بار قرار دادم که می توانید با کلیک روی آن به صفحه مورد نظر رفته و مطالب قبلی را مطالعه نمایید . هدف از ساخت وبلاگ آرشیوی تنها و تنها استفاده از امکان پشتیبان گیری مطالب در بلاگفا می باشد که هر ماه می توانم از پست هایم یک نسخه HTML داشته باشم تا بتوانم راحت آنها را به هر جایی که شد منتقل نمایم . و علت دوم برای مطالعه بیشتر شما عزیزان . حتما به لینک هایی که در قسمت شبکه های اجتماعی قرار دادم سر بزنید و من را آنجا نیز دنبال بفرمایید در صورتی که علاقه داشتید .ساید بار این وبلاگ مطالب جالبی خواهد داشت .
برچسب:
نویسنده: پارسا عباسیان